آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

180

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

هدف قرار دهيم . همرزمان ما كه از ديوار به عنوان سنگر استفاده نكرده و تنها و پراكنده ايستاده بودند ، در نظر داشتند از چمدان‌ها ، صندوق‌ها و ساير اثاثه كه هنوز در برابر منزل افتاده بود نيز سنگر بسازند . در اثنايى كه افسران دستور دادند افراد مزبور فعاليت خود را متوقف سازند و براى حفظ جان خود بيشتر بكوشند ، يكى پس از ديگرى به زمين افتادند . ابتدا كلاوس كلاوزن « 1 » كه شغل اصلى وى پليس ولى در هيئت كار او ملوانى بود ، هنگام آماده كردن گلوله سنگى توپ تيرى از پيشانىاش گذشت . گروهبان مورهوى « 2 » دست به كار قهرمانانه‌اى زد ، او پس از مرگ همكارانش و نيز كينه‌اى كه نسبت به جسارت دشمن در درونش راه يافته ، چنان تحريك شده بود كه تفنگ سربازى را كه پيش پايش افتاده بود برداشت و به سوى چند تن از هنديها كه به سبب فراوانى تعدادشان همگى در پشت ديوار سنگر نگرفته و پراكنده بودند ، شليك كرد و آن‌ها را هدف قرار داد ، اما وقتى كه مىخواست تفنگ را دوباره پر و آماده شليك كند ، پيكانى بر سينه‌اش نشست كه فورا آن را از جاى درآورد و به كنارى انداخت و همان لحظه ماشه را كشيد و سپس بر زمين افتاد . ارامنه مسيحى كه از پنجره‌ها و پشت‌بام‌هاى روبرو شاهد اين درگيرى بودند اشكشان كمتر از خون ما جارى نبود . از آنجا كه تير و گلوله مانند تگرگ به زمين فرومىريخت و مىديديم كه در برابر نيروى هنديان كارى از پيش نخواهيم برد و بيش از اين نبايد افراد خود را قربانى كنيم ، پس به هندىها گفتيم كه وارد حياط شوند و خود در و پنجره‌ها را قفل كرديم . هنديان بر سر اثاثه و بارهاى ما ريختند و شروع به غارت آنچه كه بود كردند . ضرر اين چپاول مانند ديگران به من نيز رسيد و آنچه كه به تن و با خود داشتم برايم باقى ماند . دشمنان ما كه هنوز از غارت و دزدى آشكار سير نشده بودند ، به يك خانه اعيانى كه نزديك اقامتگاه سفرا قرار داشت ريختند و دست صاحب‌خانه را كه از ورود آن‌ها

--> ( 1 ) - Claus Clausen ( 2 ) - Sergant Morrhoi